ميشود روي شن هاي نرم كنار دريا دراز كشيد، دستها را زير سر گذاشت،
به موج ها نگاه كرد و در همان حال بولروي راول را گوش كرد
مي شود روي شيب تپه اي پوشيده از علف كه به دشتي بزرگ ختم مي شود،
دراز كشيد، به ابر ها نگاه كرد و در همان حال به نكتورين شوپن گوش كرد
مي شود شبي پر ستاره بالاي بامي رفت، دراز كشيد، دستها را زيرسر گذاشت
و به ماه و ستاره ها نگاه كرد و در همان حال سوييت مهتاب بتهوون را گوش كرد
حتي مي شود مثل من در اطاقي نيمه تاريك نشست، سر را بين دو دست گرفت
و در همان حال به كنسرتو پيانوي شماره دو راخمانينوف گوش كرد و سعي كرد از
لابلاي نت ها رگه هايي از آن جنوني كه بعد ها بر او تسلط يافت را جستجو كرد
مي شود...
مي شود....
شما چه مي گوييد؟
#######
ديروز وقتي مقاله ي بهنود را در شرق مي خواندم مطمئن بودم كه توقيف رو شاخشه
و هيچ كاري جز توقيف روزنامه نمي توانست آن خانم شاعر را معروف كند!!!
لينک
|
دوشنبه پانزدهم مرداد 1386 . مهربانو |
.....................................................................................................................................
.
افسانه ي سيزيف را كه مي داني
داستان غم انگيزي است
سيزيف محكوم است،سنگي را تا بالاي قله اي بالا ببرد
و سنگ هر بار در انتهاي قله سقوط مي كند
و دوباره و دوباره اين كار را تكرار مي كند
اين تكرار و تكرار شده قصه ي من
با خود مي گويم: مي رسه...يه روزي...يه وقتي... يه جايي...صبر داشته باش، صبر...
لينک
|
شنبه ششم مرداد 1386 . مهربانو |
.....................................................................................................................................
من با ظاهري كاملا معمولي و با احساس امنيت كامل در خيابان راه مي روم
مرد سن و سال بالايي با پژو آردي زير پايش! بوق بوق بوق، خانم برسونمت!!
جوانكي از كنارم رد مي شود و دستي به من مي زند و با لبخند به راهش ادامه مي دهد!
با تلفن دستي صحبت مي كنم و يك نفر با تنه زدن به من گوشي را مي قاپد و مي دود!
با احساس امنيت كامل و با زور و فشار سوار قطار مترو مي شوم، وقتي به مقصد مي رسم
و با بدبختي پياده مي شوم، متوجه سبكي بيش از حد كيفم مي شوم، بله....
كيف از زير پاره شده و محتوياتش غيب شده اند.
كيف را همانجا مي اندازم و با احساس امنيت كامل به راهم در خيابان ادامه مي دهم
خانمي از پشتِ سر به شانه ام مي زند كه با من بياييد
و شديدا و با مهر و عطوفت غير قابل تصوري مورد ارشاد قرار مي گيرم!
و و و و ....... همچنان با امنيت كامل!!!!
راستي! تازگي ها تصميم دارم براي پيشرفت در بعضي امور با تقوي بشوم!!
لينک
|
چهارشنبه سوم مرداد 1386 . مهربانو |
.....................................................................................................................................
پيشتر ها آنها دو نفر بودند با دو سايه
حالا به اعتبار عشق، دو نفرند با يك سايه
#####
آن كيست آن، آن كيست آن
كاو سينه را غمگين كند
چون پيش او زاري كني
تلخ تو را شيرين كند
تاريك را روشن كند
و آن خار را گلشن كند
خار از كفت بيرون كشد
وز گل تو را بالين كند
بهر خليل خويشتن
آتش دهد افروختن
و آن آتش نمرود را اشكوفه و نسرين كند
آن كيست آن.......
لينک
|
سه شنبه دوم مرداد 1386 . مهربانو |
.....................................................................................................................................