تبليغاتX
یکی مثل همه

 

سفر طولاني شد...

اين چند روز بهترين روزهاي اين چند سال بود

اگر ماشين هم از كار افتاده باشد و تو در سوناي انزلي گير كني آنهم يك هفته!!

آنوقت است كه قدر لحظه لحظه هاي ادامه ي سفر را ميداني

 

اين چند روز، در آن لحظه اي كه زير خورشيد تابان روي ساوالان به آسمان آبي نگاه مي كردم و فكر مي كردم كه آيا زندگي مرا به لحظه اي پربار تر، آرام تر و شاد تر از اين خواهد برد؟ اين چندروز، در آن وقتي كه سرماي شب سرد اردبيل از خواب بيدارم مي‌كرد و در حيران، در مغان، در بيله سوار و در تمام راهها با خود مي گفتم كه اين روزها بهترين روزهاي اين سالهاست. بي نقص ترين و خوب ترينشان.
طعم شيريني كوچك، در دهاني پر از تلخي.
و از بهترين لحظات، جز حسرت چه مي ماند؟  از حسرت همراهي صداهاي آميخته، براي خواندن آوازي كهنه و كجا و كي دوباره مي توانم با انتهاي قلبم، ميان آدمهاي آشنا آواز بخوانم؟ آشنايي چيز غريبي است. وطن مفهوم تجمع آشنايي هاست. محدوده نگاه‌هاي آشنا و كساني كه دوستت داشته اند. من فراموش كرده بودم رفيق. خود را و آنچه مي خواستم و آن‌چيزها كه بايست مي‌بودم را. من فراموش كرده بودم و واي از فراموشي. واي از فراموشي كه آدم را آرام آرام پير مي كند.
“بهترين سالهاي زندگي ما” ، اين عبارت كامل، اين مفهوم تمام سالهاست، مفهوم تمام روزهاي خسته و كدر و تكراري و غمگين. اما،  ما براي بهترين سالهاي زندگي مان. ما در بهترين سالهاي زندگي مان چه كرديم؟ ما در اين بهترين سالها چگونه زندگي كرده ايم؟ ما چقدر خنديده ايم؟ چقدر فرصتي براي عاشقي داشته ايم؟ چقدر بوده ايم؟

...هنوز مهلتي هست، براي بودن، براي لذت بردن از زندگي و براي جواني...

 

 

لينک | شنبه دهم شهریور 1386 . مهربانو |

.....................................................................................................................................

 

 

صفحه اول

پست الکترونيک

مطالب گذشته

شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386

بين خودمون باشه
شاجين
آرتاساوالان
ازسردلتنگي
سينوس آلفا
شرق
با وفا(هنوز داره فكر مي كنه)
يادداشت هايي براي مخاطب احتمالي
آنچه مي بينم
فمينا
حركت بر مدار صفر درجه
ستاره
سميرا
اوسيريس
نجواي شبانه

تعداد بازديدها:



.Copyright ® 2007. 1hamsafar.blogfa.com. All rights reserved